هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهداره
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد
کاش میشد سرنوشت را ازسرنوشت
هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهداره
هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد
وقتی داشتم اون حرفارو بهت می زدم همش فکر میکردم شاید از دوست داشتنت کم شه؟ععنی کم میشه؟
نمی دونم ولی می دونم که نمی خوام اذیت بشی
اگر یادت رفت که دوست دارم اشکال نداره فقط الهی خوش باشی
حالا فعلا که با همیم همینش یه عالم برام ارزش داره
خدایا بهشون کمک کن ![]()
خدایا آخه مگه میشه اون عشق قشنگی که بینشون بود به این بی تفاوتی یا شاید هم نفرت(خدا نکنه)تبدیل بشه
خدایا من خیلی دوسشون دارم دوست ندارم ببینم که ناراحتن یا زندگیشون از هم بپاشه خدایا ازت تمنا میکنم بهشون کمک کنی
خداجون به خاطر حرمت سختی هایی که برای رسیدن به هم کشیدن
خداجون به خاطر روزای بدی که باوجود عشقشون گذروندند
خدایا....................
کمکشون کن
نمی گم ۱۰۰سال زنده باشی که اتشاالله باشی ولی امیدوارم به هرچی می خوای برسی و خوشبخت و با عزت زندگی کنی

نامه ای به پدر
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود به تعجب دید که تختخواب کاملا مرتب و همه چیز جمع وجور شده یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده وروی آن نوشته شده بود (پدر).
پدرنیزبابدترین پیش داوریهای ذهنی پاکت رو بازکرد و بادستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزیزم
با اندوه و افسوس برایت می نویسم من مجبوربودم بادوست دخترجدیدم فرارکنم چون می خواستم جلوی رویارویی با تو و مادرروبگیرم.
من احساسات واقعی رو با الیزابت پیداکردم.اوواقعامعرکه است اما می د.نستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت به خاطر تیزیینی هایش خالکوبی هایش لباس های تنگ و موتورسواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره اما فقط احساسات نیست پدر اون حامله است .
پدر الیزابت به من گفته که ما میتونیم شادوخوشبخت زندگی کنیم اون یک تریلی توی جنگل داره و کلی هیزم برای تموم زمستون .
مایک رویای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه
الیزابت چشمهای منو به به روی حقیقت باز کرد که ماریجوآناواقعا به هیچ کس صدمه نمی زنه مااون رو برای خودمون می کاریم وبرای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن برای تمام کوکائینیها موادمخدر می کاریم.
درضمن دعا میکنم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیداکنه و الیزابت بهتر بشه اون لیاقتشو داره .
نگران نباش پدر من 15سالمه و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم مطمئنم که یک روز برای دیدنتون بر می گردیم.
اونوقت تو می تونی نوه هاتو ببینی.
با عشق جان
پاورقی :
پدرهیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست من خونه تامی هستم فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه ی روی میزمه![]()
دوستت دارم![]()
هروقت برای امدن به خونه امن بود بهم زنگ بزن...........
گاهی وقتها اون قدر دلت براش تنگ می شه که دوست داری اون رو از تو خیالت بیرون بکشی و تو بغلت بگیریش و برای هر لحظه که پیشت نبوده هزار بار نگاهش کنی
و با تمام وجود بهش بگی دوست دارم
دوست دارم